مسیــــر آینـــــدگـــان

آمـــوزشی و تربیتـــی - خاطــــرات - فعالیت مدرسه و زندگی

آدمهای آرام

آدمهای زیبا و دوست داشتنی ، به صورت تصادفی به وجود نمی ایند.

زیباترین و دوست داشتنی ترین انسانهایی که می شناسیم ،آنهایی هستند که با شکست آشنا شده اند، آنهایی که رنج را تجربه کرده اند،آنهایی که از دست دادن را تجربه کرده اند ، آنهایی که پس از این رویدادهای دشوار دوباره مسیر خود را به سمت زندگی پیدا کرده اند.

این افراد ، زندگی را به شکل متفاوتی می فهمند، آن را به شکل متفاوتی تحسین می کنند و نیز به شکل متفاوتی حس می کنند و به همین دلیل ، آرامترند و دوست داشتن و محبت به دغدغه شان تبدیل می شود.
وین دایر

برچسب ها: رنج - شکست - تجربه - محبت ,

[ بازدید : 14 ]

[ يکشنبه 29 مرداد 1396 ] [ 21:51 ] [ سیمین محسن نژاد ]

[ ]

ماجرای ﺧﺎﮐﺴﭙﺎﺭﯼ حافظ

هر کسی را از طریقی سوختند/ جای فریادش سکوت آموختند

یا به پول و عشق، یا با زور و دین / مهر کردند و دهانش دوختند

محمد رضا عالی پیام

ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺣﺎﻓﻆ از دنیا می‌رود ﺑﺮﺧﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺑﺎﺯار ﺑﻪ ﻓﺘﻮﺍﯼ ﻣﻔﺘﯽ ﺷﻬﺮ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ می‌ریزند ﻭ ﻣﺎﻧﻊ ﺩﻓﻦ ﺟﺴﺪ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﺭ ﻣﺼﻼﯼ ﺷﻬﺮ ﻣﯽ‌ﺷﻮﻧﺪ، به این ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺷﺮﺍﺏ‌ﺧﻮﺍﺭ ﻭ ﺑﯽ‌ﺩﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺤﻞ ﺩﻓﻦ ﺷﻮﺩ.

ﻓﺮﻫﯿﺨﺘﮕﺎﻥ ﻭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺷﻬﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ برمی‌خیزند. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﮕﻮ ﻣﮕﻮ ﻭ ﺟﺮ ﻭ ﺑﺤﺚ ﺯﯾﺎﺩ، ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﯿﺎﻥ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ می‌دهد ﮐﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺎﻝ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﺪﺍﻥ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ.

ﮐﺘﺎﺏ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﮐﻮﺩﮐﯽ می‌دهند ﻭ ﺍﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ‌می‌کند ﻭ ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ‌می‌شود:

«ﻋﯿﺐ ﺭﻧﺪﺍﻥ ﻣﮑﻦ ﺍﯼ ﺯﺍﻫﺪ ﭘﺎﮐﯿﺰﻩ ﺳﺮﺷﺖ

ﮐﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﺩﮔﺮﺍﻥ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﻧﻮﺷﺖ

ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﻧﯿﮑﻢ ﻭ ﮔﺮ ﺑﺪ ﺗﻮ ﺑﺮﻭ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﺵ

ﻫﺮ ﮐﺴﯽ ﺁﻥ ﺩِﺭﻭَﺩ ﻋﺎﻗﺒﺖ ﮐﺎﺭ ﮐﻪ ﮐﺸﺖ

ﻫﻤﻪ ﮐﺲ ﻃﺎﻟﺐ ﯾﺎﺭﻧﺪ ﭼﻪ ﻫﺸﯿﺎﺭ ﻭ ﭼﻪ ﻣﺴﺖ

ﻫﻤﻪ ﺟﺎ ﺧﺎﻧﻪ ﻋﺸﻖ ﺍﺳﺖ ﭼﻪ ﻣﺴﺠﺪ ﭼﻪ ﮐﻨﺸﺖ»

ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺣﯿﺮﺕ ﺯﺩﻩ می‌شوند ﻭ ﺳﺮﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺰﯾﺮ می‌افکنند. ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺩﻓﻦ پیکر حافظ انجام می‌شود ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﺎﻓﻆ « ﻟﺴﺎﻥ ﺍﻟﻐﯿﺐ » ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﺷﺪ.

ادوارد براون - تاریخ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﺍﯾﺮﺍﻥ

برچسب ها: رندان -گناه - نیک و بد - لسان الغیب - ,

[ بازدید : 25 ]

[ شنبه 14 مرداد 1396 ] [ 13:53 ] [ سیمین محسن نژاد ]

[ ]

مرگ مغزی

چند روز پیش صحبتی بین همکاران  شد که ذهنم را مشغول کرد.یکی از اقوام همکارم به طور ناگهانی سکته نمود بعد از معاینه مرگ مغزی تشخیص دادند . ( در فرایند مرگ مغزی، اعضای دیگر بدن مانند قلب، کلیه‌ها ،کبد تا مدتی زنده و قابل پیوند هستند و این ارگان‌ها درصورت اقدام بموقع می‌توانند در بدن شخص دیگری به وسیله پیوند اعضا استفاده شوند.)  پیوند در اسلام بلامانع است زیرا مذهب اسلام برای حفظ جان انسان‌ها ارزش ویژه‌ای قائل است و هر عملی را که درمان و حفظ جان انسان محسوب شود مورد قبول قرار می‌دهد. با این حساب اصل رضایت فرد دهنده در اسلام مهم است. فوت ناگهانی شخص مذکورضربه شدیدی برای بازماندگان بود خانواده در شوک بودند. بنیاد امور درمانی بیماری خاص از خانواده درخواست نمودند به علت سلامت کامل جسمی شخص، قبل از اینکه دیر شود رضایت دهند تا اعضای متوفی را به  چندین بیمارنیازمند پیوند دهند تا زندگی دوباره بیابند . اما خانواده قبول نکردند دخترش گفت: بدن پدرم باید سالم بماند حق ندارند او را سلاخی کنند. در چنین شوکی نمی توان رضایت خانواده را جلب کرد. اگر هر شخصی قبل از فوت کارت اهدای عضو داشته باشد می تواند زندگی دیگران را با اهدای عضو خود بعد از مرگ نجات دهد و از سویی اعضای بدنش هم در جسم شخص دیگری به حیات خود ادامه دهد.در غیر اینصورت وقتی شخصی فوت می کند چند دقیقه بعد فرآیند نابودی جسد مرحله به مرحله پیش می رود یعنی وقتی سلول های بدن می میرند آنزیم های خود را آزاد می کنند که باعث می شود باکتری ها و قارچ ها جذب بدن شوند و شروع به تجزیه گوشت و اندام های نرم بدن می کنند.بعد از دفن موجودات درون خاک و گوشتخواران هم  به تجزیه سریع جسد کمک می کنند. سه هفته بعد فوت جسد دیگر قابل شناسایی نیست . اگر اعضای متوفی به موقع پیوند زده شود تا سالهای دگر قلب و کلیه و کبد ...  وی در خارج بدنش به حیات خود ادامه می دهند .

برچسب ها: مرگ مغزی - پیوند اعضا - نابودی جسد - ادامه حیات ,

[ بازدید : 27 ]

[ جمعه 2 تير 1396 ] [ 20:29 ] [ سیمین محسن نژاد ]

[ ]

عقب مانده

کشور عقب مانده یا مردم عقب مانده

در آشپزخانه مشغول بودم و تلویزیون روشن و فیلمی در حال پخش بود یکباره توجه ام به گفتگویی جلب شد. (پسربچه ای می گفت : از کشورمون خوشم نمی اید چون عقب مانده است آقایی پاسخ داد : کشور عقب مانده نیست مردم عقب مانده اند . پسر بچه گفت : یعنی چی؟ آقا پاسخ داد : وقتی جامعه  سعادتمند و پیشرفته می شود که مطالعه کار روزانه مردمش باشد. ما کی یک ساعتی کتاب مطالعه کردیم .این همه روزنامه و مجله چاپ می شود. کدام یک از ما مطالب روزنامه و مجلات را می خوانیم ؟ ما از کتاب و مطالعه فاصله گرفتیم . مردمی که مطالعه نمی کنند چطور پیشرفت خواهند کرد؟ چطور سطح آگاهی و علم آنان افزایش می یابد؟ مردم کشوری که با مطالعه مأنوس هستند و کتابخوانی میانشان رواج دارد توانسته اند کشوری پویاتر و توسعه یافته  داشته باشند.) به فکر فرو رفتم از خودم شروع کردم؛ زمانی کتابهای غیر درسی و مجلات را مطالعه می نمودم از کودکی کتابهای داستان و علمی همچنین مجله ای به نام کیهان بچه ها برای مطالعه تهیه می کردم  از خواندن آنها خیلی لذت می بردم . اما اکنون حتی رغبت نمی کنم مجلات رشد را بخوانم .زیرا مدام در ایمیل و تلگرام واینستاگرام  جستجو کرده مطالب کذب با حقیقی را نگاهی می اندازم و بحث و گفتگوهای تلگرامی فرصتها و برنامه ریزی را از من گرفته است. دیگر خبری از مطالعه کتابهای ادبی و اشعار و موضوعات روانشناسی نیست . شایدافراد زیادی چنین می باشند. وقتی شاخص مطالعات پایین بیاید.ذهن های پویا و آگاه و تحلیل گر کمتر دیده می شود.مردم به طرف اطاعت کورکورانه و خرافات روی می آورند. حرف ها را طوطی وار تکرار و پافشاری می نمایند .فلان شخصیت یا فلان کانال چنین گفته است . در این حالت خود را محدود و محبوس در حصار گفته ها و شنیده ها قرار می دهند . ذهن های پویا خلاق و تحلیل گر  تضعیف می گردد.در چنین مواردی جامعه ای عقب مانده خواهیمداشت . و افراد آگاه و نخبه و هنرمند فرار را بر قرار ترجیح می دهند. حال بدون تعصب بپرسیم : با چنین مردمی کشورعقب افتاده خواهد شد یا رو به توسعه ؟

برچسب ها: عقب مانده - توسعه یافته - مطالعه - ,

[ بازدید : 44 ]

[ پنجشنبه 7 ارديبهشت 1396 ] [ 0:39 ] [ سیمین محسن نژاد ]

[ ]

حســـــــرت

دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم ‏(چارلی چاپلین) ‏ 

مردی تاجر در حیاط قصرش انواع مختلف درختان و گیاهان و گلها را کاشته و باغ بسیار زیبایی را به وجود آورده بود. هر روز بزرگترین سرگرمی و تفریح او گردش در باغ و لذت بردن از گل و گیاهان آن بود. 

تا این که یک روز به سفر رفت. در بازگشت، در اولین فرصت به دیدن باغش رفت. 
اما با دیدن آنجا، سر جایش خشکش زد... 
تمام درختان و گیاهان در حال خشک شدن بودند ، رو به درخت صنوبر که پیش از این بسیار سر سبز بود، کرد و از او پرسید که چه اتفاقی افتاده است؟
درخت به او پاسخ داد: من به درخت سیب نگاه می کردم و باخودم گفتم که من هرگز نمی توانم مثل او چنین میوه هایی زیبایی بار بیاورم و با این فکر چنان احساس ناراحتی کردم که شروع به خشک شدن کردم... 
مرد بازرگان به نزدیک درخت سیب رفت، اما او نیز خشک شده بود...! 
علت را پرسید و درخت سیب پاسخ داد: با نگاه به گل سرخ و احساس بوی خوش آن، به خودم گفتم که من هرگز چنین بوی خوشی از خود متصاعد نخواهم کرد و با این فکر شروع به خشک شدن کردم. 
از آن جایی که بوته ی یک گل سرخ نیز خشک شده بود علت آن پرسیده شد، او چنین پاسخ داد: من حسرت درخت افرا را خوردم، چرا که من در پاییز نمی توانم گل بدهم. پس از خودم نا امید شدم و آهی بلند کشیدم. همین که این فکر به ذهنم خطور کرد، شروع به خشک شدن کردم. 
مرد در ادامه ی گردش خود در باغ متوجه گل بسیار زیبایی شد که در گوشه ای از باغ روییده بود. 
علت شادابی اش را جویا شد. گل چنین پاسخ داد: ابتدا من هم شروع به خشک شدن کردم، چرا که هرگز عظمت درخت صنوبر را که در تمام طول سال سر سبزی خود را حفظ می کرد نداشتم، و از لطافت و خوش بویی گل سرخ نیز برخوردار نبودم، با خودم گفتم: اگر مرد تاجر که این قدر ثروتمند، قدرتمند و عاقل است و این باغ به این زیبایی را پرورش داده است می خواست چیزی دیگری جای من پرورش دهد، حتماً این کار را می کرد. بنابراین اگر او مرا پرورش داده است، حتماً می خواسته است که من وجود داشته باشم. پس از آن لحظه به بعد تصمیم گرفتم تا آنجا که می توانم زیباترین موجود باشم... 

برچسب ها: حسرت - خشک - گلها- زیبا - سرسبزی ,

[ بازدید : 30 ]

[ جمعه 1 ارديبهشت 1396 ] [ 20:29 ] [ سیمین محسن نژاد ]

[ ]

رنج و مشقت

وقتی روانپزشک اتریشی ویکتور فرانکل پس از سه سال اسارت در

 اردوگاه‌های کار اجباری آلمان نازی آزاد شد، به یک نتیجهٔ مهم علمی

 دست یافت که بعدها یک از مکاتب روانشناسی به نام «معنا درمانی»شد.

 او در پی تجربه شخصی و مشاهده زندانیان دیگر نتیجه گرفت که

انسان‌ها قادرهستند هر رنج و مشقتی را تحمل کنند، مادام که در آن

رنج و مشقت "حکمت"خاصی را درک کنند. به عنوان مثال، اگر

 دو برادر همسان را به مدت سه سال هر روز به بدترین شکل کتک

 بزنند و به اولی بگویید کتک خوردنش جزئی از یک تمرین ورزشی

 است و به دومی هیچ دلیلی برای کتک خوردنش ارائه ندهید، 

برادر اول بعد از سه سال به ورزشکاری قوی با اعتماد به نفس بالا

و برادر دوم  به انسانی حقیر و سرشار از عقده‌ها و کینه‌ها تبدیل

می شود. کتک خوردن و رنج برای هر دو یکسان است اما تفاوت

 در حکمتی است که می تواند به رنج کشیدن‌ "معنا" بخشد.

یکی به امید روزهای بهتر رنج می کشد و دیگری با هر ضربه 

خُردتر و حقیرتر می شود.

اینکه چگونه با سختی‌ها و مشقت‌های زندگی کنار بیاییم و به آن‌ها

 واکنش نشان دهیم، نهایتاً محصول یک «تصمیم شخصی» است.

 می‌توانیم تصمیم بگیریم به سختی‌ها و مصائب اجتناب‌ناپذیر زندگی

از منظر «معنا و حکمت» نگاه کنیم تا در پسِ هر ضربهٔ روحی و

هر لطمهٔ جسمی تنومندتر، مقاوم‌تر و آگاه‌تر بیرون بیاییم یا اینکه

 تصمیم بگیریم در بهترین حالت یک"قربانی منفعل"با حیاتی

  پر از غم باشيم.

حقا کز این غمان برسد مژده امان / گر سالکی به عهد امانت وفا کند

گر رنج پیش آید و گر راحت ای حکیم /نسبت مکن به غیر که این‌ها خدا کند

در کارخانه‌ای که ره عقل و فضل نیست /فهم ضعیف رای فضولی چرا کند

 

برچسب ها: رنج و مشقت - قربانی منفعل - معنا درمانی- حکمت - تصمیم شخصی ,

[ بازدید : 62 ]

[ شنبه 28 اسفند 1395 ] [ 12:40 ] [ سیمین محسن نژاد ]

[ ]

باز مبارزه فرمالیته

 

 

روز سه شنبه  دوم اسفند ماه دانش آموزان با بنری به خیابان رفته و 

مبارزه با موادمخدر را اعلام کردند؟

مواد مخدر توسط چه کسانی وارد می شود؟

سودش به جیب چه کسانی می رود؟

چه کسانی با مصرف آن بدبخت و خانمان سوز می شوند؟

آیا دانش آموزان با ترک کلاس های درس و گرفتن بنر کاروان دانش آموزی 

مبارزه با مواد مخدر اعتیاد ریشه کن می شود و سوداگران ورشکست می گردند.

یعنی با این حرکت انجام وظیفه از سوی مسئولین دلسوز به اتمام رسید و وجدان 

تمامی سوادگران مرگ بیدار شد

باز  مستند سازی و فرمالیته  ... تا کی؟


 

 

 

برچسب ها: مبارزه - نمایشی - فرمالیته - مواد مخدر - اعتیاد ,

[ بازدید : 61 ]

[ جمعه 6 اسفند 1395 ] [ 19:08 ] [ سیمین محسن نژاد ]

[ ]

بیشعوری

اگر عدالتی وجود می داشت دادگاهها باید به معلمها هم اجازه

 می دادند که علیه دانش آموزان تنبلشان به خاطر گرفتن وقت

و آسیب زدن به اعصابشان شکایت کنند . ص145

واقعیت آنست که آدمهای درست و حسابی زیادی مشغول به تدریس

 در مدارسند اما دیوان سالارانی که برای معلم تعیین تکلیف می کنند

 که چه چیز را چگونه درس بدهند کار را خراب می کنند از اینجاست

که بیشعوری گسترش می یابد . ص163

وقتی که فارغ التحصیلان دبیرستانهای ما در خواندن و

نوشتن معمولی هم لنگ میزنند مدارس ما بی شعور شده اند.

وقتی که می توان معلمها را به خاطر تنبیه دانش آموزان

بی تربیت از مدارس اخراج کرد اما آن دانش آموزان همچنان

 به حال خود رها هستند تا به رفتارشان ادامه دهند مدارس ما

 بی شعور شده اند .

وقتی که مسئولان مدرسه مجبورند برای برنامه های فوق برنامه

 و جنبی بیشتر از کیفیت آموزش وقت بگذارند تمام جامعه ی ما

 بی شعور شده است . ص164

 

منبع : کتاب"بیشعوری" اثر خاویر کرمنت

برچسب ها: بیشعوری- عدالت - کیفیت آموزش ,

[ بازدید : 78 ]

[ يکشنبه 17 بهمن 1395 ] [ 0:05 ] [ سیمین محسن نژاد ]

[ ]

جشنواره ملی گل ارکیده نوشهر

برپایی دومین جشنواره ملی گل ارکیده از 13 تا 15 بهمن‌ماه در باغ گیاه‌شناسی

این نمایشگاه ،دومین جشنواره ملی گل ارکیده با هفت نوع گل ارکیده برتر 

تجاری در فضای سرپوشیده 500 متر‌مربعی و یک هزار و 500 متر‌مربع 

فضای آزاد برگزار شد

روز چهارشنبه 13 بهمن ماه افتتاحیه جشنواره ، دانش آموزان کلاس اول 

دبستان پیام انقلاب سرود ملی را با صدای زیبا در حضور مسؤولان کشوری

 و استانی اجرا نمودند. 

[ بازدید : 61 ]

[ چهارشنبه 13 بهمن 1395 ] [ 16:18 ] [ سیمین محسن نژاد ]

[ ]

نماز باطل

چار هندو در یکی مسجد شدند/ بهرِ طاعت راکع و ساجد شدند 

هر یکی بر نیّتی تکبیر کرد / در نماز آمد به مسکینی و دَرد 

مُؤذِن آمد از یکی لفظی بجَست / کای مؤذِّن، بانگ کردی وقت هست؟ 

چهار نفر به مسجدی رفتند تا با هم نماز بخوانند . وقتی مشغول نماز شدند ، 

در بین نماز صدای موذن بلند شد یکی از آن ها شک کرد که آیا وقت اذان است؟ 

پس نماز را شکست رو به موذن گفت: ای مرد اذان گو آیا حالا وقت اذان شده است؟ 

نفر دومی  با دلسوزی گفت: ای دوست عزیز موقع نمازحرف زدی 

و نمازت باطل شد نفر سوم رو به دومی کرد و گفت: چرا به او طعنه می زنی؟ 

خودت هم در نماز حرف زدی . پس نماز تو هم باطل است . نفر چهارم گفت: 

خدا را شکر !من مثل این سه نفر حرف نزدم و گرفتار خطا نشدم تا نمازم باطل شود.

[ بازدید : 90 ]

[ شنبه 9 بهمن 1395 ] [ 0:23 ] [ سیمین محسن نژاد ]

[ ]

ساخت وبلاگ جدید هتل هتل آزادی تهران هتل اسپیناس پالاس چت روم چت روم چت فارسی جای لینک شما
بستن تبلیغات [x]